نميدونم... واقعا نميدونم چرا اين روزها اينقدر دلم گرفته... آنقدر خستهام كه نگو و نپرس... فردا مثلا امتحان داريم و بايد تحقيق تحويل استاد بدم كه غير از شرمندگي چيزي ندارم.... تا ببينم خدا چه ميخواهد.... اين روزها هم مثل 30 سال گذشته از عمرم تمام ميشود و ميرود....
+ نوشته شده در شنبه 30 خرداد1388ساعت 19:43  توسط کریم جعفری
|

