انتخابات ریاست جمهوری ایران این هفته برگزار می شود. هر کس موضعی دارد و هر کس دنبال اندیشه ای است که با حاکم شدن با آن منویات خود را قابل اجر ببیند. در این میان روزگار بر بد پاشنه ای می چرخد. پاشنه ای که در آن نمی توان به فردا امیدوار بود و باید همچنان انتظار کشید. انتظاری که می دانم در این سال ها برآورده شود. آنانی که فکر می کنند با یک رفت و آمد در قدرت می توان امیدوار بود راه به ناکجاآباد می برند. در این میان است که مملکت دارد بر باد می رود و کیک کسی هم نمی گزد. این خیال را با خودم می برم تا بماند برای روزگارانی که در آن اندیشه ها با رنگ ها نخواهند باخت و آنانی که فکر می کنند می توانند مملکت داری کنند اشتباه می کنند. بازی خوردگان قدرت این روزها به شدت فعالند و باختگان به اندیشه های امتحان پس داده بار دیگر در جلسه امتحان نشسته اند و اینبار باید باید دنبال اندیشه ای رفت که تاکنون وارد بازی نشده است و به آن فرصت بازی دادن، داد. هر چند اندکی پیچیده نوشتم ولی بر این باورم که آنکه بخواهد بخواند می تواند بخواند و بفهمد...
+ نوشته شده در یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:56  توسط کریم جعفری
|

