تبليغاتX
در امتداد سکوت.... - درگيري‌هاي بي‌پايان شبه‌قاره

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

شبه‌قاره هند اين روزها تحولات مختلفي را پشت سر مي‌گذارد. در يك سو در جنوب آن دولت مركزي در سريلانكا موفق شد تا شورشيان ببرهاي تاميل را شكست داده و عملا كنترل تمام خاك جزيره را به دست بگيرد، اندكي بالاتر و در هند انتخابات پارلماني برگزار شد و بار ديگر حزب كنگره بر ميراث گاندي تكيه زد، در همسايگي آن يعني در پاكستان جنك خونين براي سركوب شورشيان تندرو وهابي موسوم به طالبان پاكستان همچنان ادامه دارد و در كشور كوچك نپال در دامنه كوه‌هاي سربه فلك كشيده هيمالايا در حالي كه مائوئيست‌ها چند روزي است مانع از تشكيل دولت شدند، قرار است امروز نخست‌وزيرانتخاب شود؛ در بنگلادش نيز يك گروه حقوق بشر از قتل بدون محاكمه بيش از هزار تن خبر داد و گاه‌ و بي‌گاه در اين كشور فقير نيز درگيري‌هاي خونين و كودتاهاي عجيبي رخ مي‌دهد. اين داستان اجمالي شبه‌قاره طي چند روز گذشته است.

آنچه كه در يك كلام در مورد اين منطقه پرجمعيت جهان – يك چهارم جمعيت جهان در اين منطقه زندگي مي‌كند-  مي‌توان گفت پايان ناپذير بودن درگيري‌ها، خونريزي‌ها و كودتاهاست. در حالي كه تمام اين منطقه براي مدت بيش از دو قرن تحت حاكميت انگليسي‌ها بوده، تنها ميراث ماندگار استعمار براي فقيرترين مردمان جهان همچنان ناامني است و تخم نفاقي كه انگليسي‌ها در اين منطقه كاشتند همچنان قرباني مي‌گيرد. روي سخن در اين ميان با دو كشور پاكستان و سريلانكا است كه پرداختن به آنها مي‌تواند گوشه‌اي از اين ماجرا را روشن كند.

1- دولت كلمبو اعلام كرده كه رهبر شورشيان تاميل را كشته است و عملا خاك كشور را در كنترل كامل خود دارد و برخي از كارشناسان مسايل شبه‌قاره هم اعلام كرده‌اند كه از اين پس مي‌توان اميدوار بود كشور چاي راه به سمت پيشرفت ببرد و آرامش به آن باز گردد. اما آيا اين اتفاق رخ خواهد داد؟ به نظر مي‌رسد كه در خوشبينانه‌ترين حالت ممكن است اين امر روي دهد. اما به تاكيد مي‌توان گفت سريلانكا براي مدت‌هاي گرفتار پس‌زلزله جنگ داخلي چهار دهه‌اي خود خواهد بود. دليل اين امر هم بسيار ساده است؛ در حالي كه 15درصد جمعيت 20ميليوني جزيره را تاميل‌ها تشكيل مي‌دهند و آنها داراي منظم‌ترين ارتش شبه‌نظامي در تمام جهان براي مدت‌هاي طولاني بوده‌اند نبايد انتظار داشت كه تنها با شكست نظامي و از دست دادن خاك افراد عضو ارتش آنها نيز از بين بروند. تاميل‌ها به عنوان مبدع عمليات‌هاي ترور انتحاري به دفعات ثابت كرده‌اند كه دست به هر نوع كاري براي تحت فشار قرار دادن دولت مركزي خواهند زد.

2-  افراد فراري از ارتش ببرها امروز به صورت شهروند عادي درآمده و به ميان مردم رفته‌اند، افسران اين ارتش به همراه تامين‌كنندگان مالي آنها نيز همچنان زنده هستند و توان مديريت عمليات‌هاي انتحاري گوناگون را دارند. تجربه‌هاي گوناگوني در اين زمينه وجود دارد، در جنگ جهاني دوم در حالي كه ارتش بسياري از كشورهاي اروپايي كه توسط آلمان‌ها متلاشي شده بود، مقاومت‌هايي به صورت شبه‌نظامي در برابر ماشين جنگي آلمان وجود داشت، افرادي كه گروه‌هاي مقاومت را شكل داده بودند كساني جز افراد فراري از ارتش اين كشورها نبودند. در عراق كه تجربه زنده‌اي در برابر ماست نيز اين امر مصداق دارد. هر چند عراق در كمتر از 20 روز تصرف شد، اما ارتش 600هزار نفري عراق كه ده‌ها هزار تن از آنها بعثي بودند آب شده و اثري از آنها پيدا نشد، در طول ماه‌ها و سال‌هاي بعد مشخص شد كه بسياري از عمليات‌هاي تروريستي و بمب‌گذاري‌ها در عراق توسط افسران فراري ارتش بعث صورت گرفته است. حال داستان سريلانكا است. ارتش گروهي شورشي كه دولتي براي خود درست كرده بودند و براي دو دهه پابه‌پاي ارتش دولتي مي‌زدند امروز آب شده‌اند و اثري از آنها پيدا نيست، اما به زودي نشانه‌هاي آنها آشكار خواهد شد.

3- در آخرين روزهاي حيات ببرها شاهد سفر وزراي خارجه انگليس، فرانسه و آلمان به كلمبو براي جلوگيري از حمله نهايي ارتش مركزي به شورشيان بوديم. سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چرا در طول دوراني كه شورشيان بخش‌هاي عمده‌اي از كشور را در اشغال خود داشتند و درگيري‌هاي خونيني ميان طرفين رخ مي‌داد، آنها به كلمبو سفر نكردند تا ماتع از تجريه اين جزيره كوچك شوند؟ چه ارتباطي مي‌تواند ميان شورشيان و كشورهاي اروپايي وجود داشته باشد؟ سوالي كه پاسخ به آن را بايد دولت سريلانكا دهد كه با درخواست آنها براي حمله نهايي مخالفت كرده است. بايد مطمئن بود كه رابطه تنگاتنگي ميان اين آنها وجود داشته است؛ شايد پاسخ ساده‌تر را بتوان در سود و زيان ترور راجيو گاندي نخست‌وزير فقيد هند ديد كه توسط همين شورشيان ترور شد!

4- موضوع بعدي مربوط به پاكستان است. دردي دارد درست مانند سريلانكا. شورشيان طالبان – البته اينجا آنها جدايي طلب نيستند بلكه تندرو و به همان اندازه تاميل‌ها خطرناك هستند – مي‌خواهند شريعت اسلامي مورد نظر خود را اجرا كنند و در اين ميان دولت اسلام‌‌آباد مناطقي را هم به آنها داد و حالا پشيمان در صدد ستاندن اين سرزمين‌ها است. طالبان را دولت پاكستان خود به وجود آورد و ايدئولوژي آنها نيز از حوزه‌هاي عربستان بر پايه انديشه وهابيت رسيد كه حجت را در تندرويي تمام كند.

اين روزها ارتش پاكستان در تلاش است تا اين غده سرطاني را ريشه‌كن كند. اما آيا موفق خواهد شد؟ در افغانستان كه گروهي با همين نام و با همين تفكر حضور دارند همچنان به مبارزه خود ادامه داده و در برابر ارتش‌هاي مجهز و پيشرفته غربي مقاومت مي‌كنند. حال به نظر مي‌رسد ارتشي مانند ارتش پاكستان كه دستي در سياست و دستي هم در كودتا و جريان سازي دارد، چگونه مي‌تواند دست‌پرورده خود را سركوب كند؟

4- ماجراي طالبان و تاميل‌ها نيز مانند هم است. اگر دولت موفق شود تمام شهرها و كوره‌ دهات‌هاي شمال غربي خود در دره سوات را پاكسازي كند باز هم نمي‌توان گفت طالب‌ها را سركوب كرده است. آنها نيز مانند همپالكي‌هاي خود در سريلانكا به سرعت جامه مدنيت خواهند پوشيد و به ميان مردم خواهند آمد. چند روز پيش خبري منتشر شد كه طالب‌ها در حال تراشيدن ريش خود بوده و به سرعت از مناطق جنگي در حال فرار هستند. آنها به زودي راهي پيشاور و لاهور و كراچي و اسلام‌آباد خواهند شد و در حالي كه ريش ندارند اما تفكر وهابيت همچنان آنها را رها نخواهد كرد، خود را ميان مردم منفجر خواهند كرد – شخصي كه بي‌نظير بوتو را هم ترور كرد نه ريش داشت و نه لباس محلي پوشيده بود.

5- مبارزه امروز در سرلانكا و پاكستان بر سر زمين است و نه بر سر تفكر. در حالي كه رهبران هر دو كشور مي‌خواهند حمايت‌هاي منطقه‌اي و جهاني را نسبت به اقدامات خود به دست آورند، در بعد ديگر ماجرا شورشيان در تلاش هستند تا نحوه كار خود را تغيير داده و راه را براي ادامه ضربه زدن به دشمن – دولت منتخب بيشتر مردم – شگرد‌هاي جديدتري را به كار برند. مبارزه‌اي كه امروز دولت‌هاي سر‌يلانكا و پاكستان بايد نسبت به آن اقدام كنند مبارزه‌اي فرهنگي است و گرنه به باور شورشيان خون را فقط خون مي‌شويد و در اين مورد با وارد شدن دور و تسلسل، روزگار همه مردم سياه‌تر خواهد شد. تفكرهاي جدايي طلبي و وهابيت به اندازه هم خطرناك هستند.

آمريكا كه دلش براي ايجاد آرامش در اين قسمت از كره زمين به شدت مي‌تپد بهتر است ميان پاكستان و هند ميانجي‌گري كرده و اين دو دولت را با هم آشتي دهد تا اسلام‌آباد هم خيالش از بابت مرزهاي شمال‌شرقي‌اش راحت شده و اتكاي خود را به نيروهاي شبه‌نظامي قبيله‌اي كاهش دهد و اقدام به خلع سلاح گسترده افراد مسلح در اين منطقه كند وگرنه تا زماني كه خيال پاكستان از اين بابت راحت نشده، نمي‌توان انتظاري هم از مقامات اسلام‌آباد براي پايان دادن به سلطه افراد مسلح داشت.

آنچه كه در پايان اين مبحث مي‌توان گفت پايان نيافتن درگيري‌ها در اين دو كشور است و اين امر زمان درازي را مي‌طلبد.

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 13:43  توسط کریم جعفری  |