تبليغاتX
در امتداد سکوت.... - همه تقصیرها را بر گردن دیگران نیندازیم

در امتداد سکوت....

گزارش يك روزنامه‌نگار

شاید نام خلیج فارس امروزه برای بسیاری از ما دارای جنبه های گوناگونی از  روح ملی و باید و نبایدهای وابسته به ان باشد و در این رهگذر هم ما به این گستره آبي كه گوشه‌هاي بزرگي از تاريخ ما را در خود گنجانده است، افتخار می کنیم که هزاره‌های متوالی بنام ایرانیان بوده و نياكان ما در این عرصه فرمانروایی می کرده اند. بر همین اساس است که امروزه هیچ یک از ایرانیان کوچکترین دست‌اندازي به این خلیج تاريخي را نه تنها نپذیرفته، بلکه در مقابل آن به شدت واکنش نشان داده و خود را مسئول در برابر اینگونه حواده دانسته و تلاش دارند تا ننگ را نه از دامن خلیج فارس، بلکه از دامن خود بزدایند که خود میراث دار این آب و خاکند. در این میان است که اقدام سال گذشته شرکت گوگل در نام‌گذاري جعلی مسخره از تاریخ و واکنش ایرانیان نسبت به آن را می توان تفسیر و توجیه کرد.

                                         *          *         *

تاريخ و تمدن ايران  را كسي نيست كه نداند و خواننده‌اي نيست كه نامي از ايرانيان ندانسته باشد، ايرانياني كه علي‌رغم هفت‌بار هجوم و اشغال باز هم هم هويت تاريخي و زباني خود را حفظ كردند و مهاجم و اشغالگر را همرنگ خود كردند و قباي و رداي ايراني بر تن او كردند. ایران که زمانی اسوه و الگویی تمام عیار در جهان بود، امروز چنان توسط رسانه های غربی هدف حملات بی شمار تبلیغاتی و روانی قرار گرفته که متاسفانه به پاره‌اي از دلايل در هر دوره ای تکرار می شود. شاید تنها چند سال از ماجرای نشنال جئوگرافیک گذشته باشد که اینبار گوگل که صدها میلیون مراجعه کننده در روز دارد، اقدام به تحریف بدیهی ترین و آشکارترین عنوان بین المللی در مورد خلیج فارس کرده است. اقدام گوگل در تحريف نامی بین‌المللی که در سازمان ملل هم به صراحت به آن اشاره شده تاکنون محکومیت های فراوانی در پی داشته است و در این مجال قصد دارم تا با نگاهی به گذشته از یک طرف و کنکاشی در آینده به بررسی این موضوع بپردازم که در قالب چند نکته قابل ذکر هستند:

1- شرکت گوگل در دنیای سرمایه داری طرفدار سود و زیان خود است، باید اين اطمينان را داشت که گوگل در این اقدام سود سرشاری به دست آورده است، حال باید دید این سود سرشار را چه کسی در کیسه مدیران گوگل کرده است، چه لابی هایی در کار بوده است تا توانسته به این مهم دست پیدا کند. انگشت اتهام بدون آنکه بخواهیم به سمت کشورهای عربی و گروهی از پان عرب های پولدار نشانه می رود که در درون دولت و ساختار اقتصادی آمریکا نفوذ فراوانی داشته و از این رهگذر توانسته اند به این مهم دست پیدا کنند. آمریکا در حال حاضر بزرگ ترین مرکز اطلاع رسانی در جهان است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در چارچوب بازی های رسانه ای و کارهایی بدین شکل هر چند در برابر بازي‌هاي آنها ايستاده‌اين ولي بايد اين باور را هم داشت كه آنها در برخي از موارد از ما قوي‌تر و گسترده‌تو مهم‌تر از آن هماهنگ‌تر عمل مي‌كنند، بنابراین با پول خرج کردن عرب ها تلاش‌هاي ما به جایی ختم نخواهد شد.

2- گوگل، نشنال جئوگرافیک نیست که جغرافی دانان برجسته و دانشمندان علوم انسانی در آن گرد آمده باشند تا با فرستادن حقایق برای آنها دست از اقدام خود بردارد، این شرکت سود سهامداران خود را در نظر دارد و چه بسا که در جنگ رسانه‌ای و روانی علیه ایران و با آگاهی کامل مقامات آمریکایی دست به این اقدام زده باشد. چندی پیش بود که وزارت دفاع آمریکا در نامه ای خطاب به مقامات کشورمان به تحریف نام خلیج فارس از آن به عنوان خلیج یاد کردند و در آن نامه خواستار همکاری ایران در کنترل آبراه هرمز و کشتی رانی در این گذرگاه شدند که به علت عدم استفاده از نام کامل خلیج فارس مقامات ایران به آن پاسخی ندادند؛ با این توصیف نمی توان عدم دخالت دستگاه های جنگ روانی آمریکا در این مورد را نادیده گرفت، به خصوص که آنها به حساسیت مردم ایران و ایرانیان جهان در ماجرای نشنال جئوگرافیک آگاهی داشتند.

3- در طول دوره زمانی ماجرای نشنال جئوگرافیک بسیاری از ایران دوستان و دلسوزان هشدار دادند که این ماجرا سر دراز دارد و به این سادگی ها پایان نخواهد گرفت و اگر اقدامی اساسی و ریشه ای در این مورد صورت نگیرد باید شاهد روزهایی به مراتب سخت تر بود، حال که این پیش بینی درست از آب درآمد باز مسئولان ایران می خواهند چه اقداماتی انجام دهند؟ آیا صرف برگزاری چند کنفرانس ساده که با مطالب تکراری و افراد تکراری و عدم پوشش مناسب می توان امیدوار بود که بار دیگر اتفاقی این چنین نیفتد؟

آیا می توان امیدوار بود با نامیدن چند بزرگراه و خیابان، نام خلیج فارس برای همیشه ماندگار خواهد شد؟ آیا می توان امیدوار بود با تاسیس رشته ای در دانشگاه تهران که دانشجویانش از نبود منابع درسی و واحدهایغير مرتبط رنج می برند، آنها بتوانند در راستای بلند آوازه کردن این نام بلند قد علم کنند؟ دانشجویانی که برخی از آنها تاکنون خلیج فارس را هم ندیده اند و با زدن چند سوال چهار گزینه ای بر صندلی خلیج فارس شناسی نشسته اند؟ حال كه مي‌داند اين دانشجويان در عرصه نوشتن و تحقيق و پژوهش با چه مشكلاتي دست و پنجه نرم مي‌كنند؛ آيا تاكنون كسي از اين دانشجويان پرسيده است بعد از پايان تحصيلات دانشگاهي و اخذ مدرك كارشناسي ارشد بايد در كجا مشغول شوند و براي ادامه تحصيل خود در كدام رشته ثبت‌نام كنند؟

4- بنیاد ایران شناسی به عنوان متولی شناساندن ایران به ایرانیان و دنیا چه اقداماتی انجام داده است؟ چند جلد کتاب و نقشه و جزوه و .... منتشر کرده است؟ روی سخن با عزيزاني است كه در اين بنياد نام شناساندن ايران را يدك مي‌كشند و قاعدتا اين از وظايف آنها است كه در اين راه گام بردارند. در سمينارهاي دوسالانه خلیج فارس که برگزار می کند چند مقاله بین المللی راه پیدا می کند و چند تا از این مقالات به زبان های دیگر چاپ می شود و به همراه نقشه های ایران در اختیار مردم دیگر مناطق دنیا و شايد هم مردم كشور خودمان -  قرار می گیرد؟ در این بنیاد که باید دست به روی حساس‌ترین موضوعات بگذارد ما چند محقق داریم که واقعا هویت تاریخی خلیج فارس را می شناسند و راجع به آن كار مي‌كنند؟

5 ما در ایران کدام مرکز پژوهشی را داریم که در مورد خلیج فارس کار کند، کتاب چاپ کند، مجله ماهیانه و جلسات مختلف داشته باشد؟ مگر خلیج فارس فقط بايد درآمدش برای ما مهم باشد و كاري به هويت آن كه هويت ايران و ايراني است نداشته باشيم؟ درآمد ده ها میلیارد دلاری ایران سالانه از کجا تامین می شود؟ آيا اين نه پهنه نيلگون خليج‌فارس است كه خون سياهش در كالبد اقتصاد بيمار ايران مي‌دود تا آن را از سقوط به سراشيبي نابودي بازدارد؟ آيا اين نه همين خليج‌فارس است كه با خون صدها تن از جوانان برومند اين آب و خاك ارغواني شده و براي دفاع از ايران جان در طبق اخلاص گذاشته‌اند؟ آيا فداكاري پيكان و سهند و جوشن را به همين سادگي فراموش كرده‌ايم كه تنها بايد در سالگرد اين حوادث به فكر آنها باشيم؟  آیا هزینه کردن سالانه تنها چندصد هزار دلار از این درآمد 70 میلیارد دلاری موجب ضرر است و یا اینکه خدایی ناکرده در این ملک کسانی هستند كه با باز شدن چنین مرکزی بيكار مي‌شوند؟ خلیج فارس امروز امنیتی‌ترین خلیج جهان است و بیشتر چالش های امروز و آینده ایران از همین نقطه خواهد بود آیا مقامات کشور نمی خواهند مرکزی در ایران باشد که برای آنها راهبردهای موجود را تعریف کند و به آنها راهبرد دهد تا بتوانند بهتر تصميم بگيرند؟ آيا آنها مي‌دانند در سراسر جهان ما چند مركز خليج‌فارس شناسي داريم و چه افرادي در اين حوزه كار مي‌كنند؟ آيا آنها مي‌دانند كه خليج‌فارس براي آنهايي كه هزاران كيلومتر از اين گستره دورتر هستند چه اهميتي دارد كه سالانه ميليون‌ها دلار در اين راه خرج مي‌كنند؟  

6- علی رغم بی خیالی ما، در همین گوشه جنوب شرقی این خلیج زیبا جایی که ایرانی ها میلیاردها دلار برای شکوفایی اش هزینه کرده اند، مرکزی مطالعاتی قرار دارد که صدها تن در آن کار می کنند و سالانه ده ها جلد کتاب منتشر می کنند، کنفرانس می گذارند، مجله ماهیانه دارند، هفتگی دارند و هر جای کره خاکی که قرار باشد از خلیج فارس نامی برده شود حاضرند و به تمام سران عرب شورای همکاری نظر مشورتی می دهند. پیشتر در همین صفحه در مورد این مرکز نوشتیم و اشاره کردیم که متاسفانه برخی از ایرانی های داخل كه دست به قضا دستي هم در مديريت دارند هم برای این مجله ضد ایرانی می نویسند. حال در مقابل این مرکز بزرگ مطالعاتی ما چه کاری کرده ایم؟ در همين رابطه بايد به گروه‌ها و افراد و جرياناتي در منطقه اشاره كنيم كه به يمن توجه ايران امروز توانسته‌اند براي خود قدرتي به هم زنند، اين گروه‌ها كه روزگار درازي نان و نمك ايران را خورده‌اند و در اين خاك سكني‌ گزيده‌اند و مردم ايران براي بقاي آنها و رسيدنشان به مراكز قدرت هزينه‌ها داده‌اند امروز در رسانه‌هاي خود از خليج‌فارس از چه نامي استفاده‌ مي‌كنند؟ آيا آنها جرات آن را دارند كه از نام كامل خليج‌فارس استفاده كنند؟ آيا آنها اصلا به خود اين اجازه را مي‌دهند كه از عنوان خليج‌فارس استفاده كنند؟ مطمئن باشيد تا آنجايي كه نگارنده اطلاع دارد اين چنين نيست و نخواهد بود.

7- برخي از شركت‌هاي هواپيمايي كه در ايران دفتر دارند و روزانه ده‌ها پرواز هم از ايران به مناطق مختلف جهان دارند، در مسير مسافرتي خود و در راه رسيدن به مقصد آيا نامي از خليج فارس مي‌برند؟ آيا آنها در نقشه‌هايي كه در هواپيماهاي خود دارند نيز نام خليج‌فارس را ذكر مي‌كنند؟ حال چگونه است كه اگر يك ايراني در يكي از اين هواپيماها سوار باشد و نسبت به اين موضوع اعتراض كند بايد هزار پاسخ به سوال‌هاي بي‌پايان اين جماعت دهد.... آيا ما در قراردادهاي خود با اين شركت‌ها نبايد آنها را ملزم به پيروي از قوانين كشورمان كنيم و نسبت به اين موارد به آنها هشدار دهيم و اعتراضمان را به بهرين شكل ممكن اعلام كنيم؟ آيا همين جماعت نيستند كه در كتاب‌هاي درسي خود نيز مناطقي از ايران را جزو خاك خود مي‌دانند و نسبت به ايران ادعاي ارضي هم دارند؟

خلاصه کلام آنکه تا زمانی که در ایران ما نتوانیم با خودمان کنار بیاییم و خودمان برای هویتمان کاری انجام دهیم باید منتظر چنین اقداماتی باشیم. چندی پیش بود که دوستی که از استرالیا آمده بود می گفت در کتاب تاریخ مدارس این کشور نامی از تمدن ایران نیست و آنها اصلا نمی دانند ایران کجاست. حال باید منتظر بود و دید که در آینده در این دنیای پر چالش باز چه خواهند کرد و این بار سر مار از آستین که بیرون خواهد افتاد.....

 

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 13:41  توسط کریم جعفری  |