اصلا نمی خواستم به این موضوع بپردازم ولی گفتم اشاره ای کرده باشم. در این کشور هفتاد و دو ملت که الحمدولله گرگ و میش بر سر یک آبشخور آب خورند و در یک مرتع به گذران زندگی مشغولند من نمی دانم که چرا میش ها و گرگ ها ( نفهمیدم کدام ها گرگند و کدام میش ) با هم صلاح نرفته اند و هر کدام با شعاری؟؟؟!!! و فهرستی؟؟؟؟!!! و دفتر و دستکی شهر را با سیمای نه چندان دلچسپ خود اراسته اند تا باز هم ه بهانه خدمت چند سالی را در مسند قدرت باشند و از این طریق نه تنها خدمتی نکنند بلکه با این شعارهایی که داده اند نتوانند جیب خود را هم پر کنند و ناچار به دنبال یافتن سوراخی جهت پوشاندن معصیت های خود باشند. واقعا نمی دانم اینها در شورای شهر چه قدرتی دیده اند که این همه وعده های سر خرمن می دهند؟ آیا آن شهردار قبلی توانست منوریل راه اندازی کند که این شهردار جدید با راه اندازی سریع تونل رسالت در پی آن بود تا بلکه گرهی از ترافیک پر حجم تهران بگشاید؟؟ در تابلویی دیدم که نوشته بود ائتلاف مظلومان!!! آیا ما در این جامعه مظلومی هم داریم؟ شنیده بودم تا ظالمی نباشد مظلومی هم نیست!! پس این ظالمان کیانند که آنها می خواهند دادمان از آنان بستانند؟؟ البته من فکر می کنم اگر این ظالمان تا حالا بوده اند و کسی حریفشان نشده شما هم نخواهید توانست آنها را شکست دهید.....
پس خالی از این شعارهای تو خالی و پوچ و نمی دانم با عکس این و آن آمدم بیاییم از سر شعور آنهایی را انتخاب کنیم که لااقل در این مملکت سابقه اجرایی داشته اند و نمی خواهند مثل رئیس جدید سازمان مدیریت و برنامه ریزی تازه یاد بگیرد..... چونکه الفبا یاد دادن بسیار سخت است... من فردا در انتخابات شرکت می کنم تا لااقل در سرنشت خودم مشارکت داشته باشم و فردا افسوس نخورم که چرا در این انتخابات شرکت نکردم تا فلان و بهمان بیاید و فلان کار غیر مدیریتی کند و عشقش جاروکشی در شهرداری باشد..... من به وظیفه خودم عمل می کنم..... شما هم بیایید تا مثل چهار سال قبل نگردد....
