می خواستم مطلبی را در مورد سه چهار کتابی که تو این هفته خوندم بنویسم ولی با دیدن این خبر حیفم اومد که اونو ترجمه نکنم. کشور مصر را همه می شناسیم، شاید از یک جهت به خاطر تمدن باشکوه گذشته و اهرام ثلاثه و یادگارهای فرعون ها و شاید هم به خاطر قاری های بزرگ قرآنش. این کشور که مردمش قبطی نژاد هستند با ورود اسلام به سرعت تغییر وضعیت داد و با از دست دادن هویت خود هویتی عربی گرفتند و الآن هم پرجمعیت تزین و در عین حال تاثیر گذارترین کشور میان اعراب است. با وجود آنکه مسلمانان بالای ۹۸ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند اما هنوز هم اقلیتی مسیحی در این کشور زندگی می کنند که به نام قبطی شناخته می شوند که بسیار هم با نفوذ هستند به گونه ای که پطرس پطرس غالی دبیر کل اسبق سازمان ملل از میان این اقلیت انتخاب شد. پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی العربیه در از اسقف اعظم مسیحیان این کشور خبری را نوشته که در آن ماكسيموس اول گفته که دوستدار پیامبر اسلام بوده و شیفته اسلام و تمدن آن است. وی که در کیش ارتودوکسی همطراز پاپ کاتولیک هاست در اجلاس سالانه ارتودوکس های مهاجر که در شیکاگوی آمریکا برگذار شد این سخنان را بر زبان راند که بازتاب های بسیاری را به همراه داشته است. پدرماسیموس اول که به نظر می رسد به شدت به گفت و گوی بین ادیان معتقد است از مسلمانان دعوت کرده است که می توانند در مراسم های مذهبی مسیحیان ارتودوکس شرکت کرده و از این حیث برای انها مشکلی وجود ندارد. العربی به همین مناسبت مصاحبه ای بلند با این روحانی مسیحی انجام داده است که اگر فرصت شد آن را بعدا ترجمه می کنم.
تا یادم می آید به جای تلویزیون ایران که تا سال ۱۳۷۶ تنها ۲ کانال داشت، تلویزیون های عربی را نگاه می کردم به خصوص اینکه همان دو شبکه فکسنی ۱و۲ ایران هم به دلیل عدم پوشش مناسب فرستنده نمی گرفت و شبکه های عربی به خصوص کانال یک کویت و عربستان بر آن مسلط بودند. پس از قبولی در دانشگاه شاید مجموع روزهایی را که به تلویزیون نگاه کرده ام - به خصوص تلویزیون ایران - روی هم به سه ماه نرسیده باشد. چند روز پیش که به بوشهر رفته بودم، دیدم طبق معمول باز هم شبکه های تلویزیونی ایران با دردسر فراروان برای دریافت موجه هستند و در عوض تلویزیون های عربی را که فرستنده هایشان حداقل ۴۵۰ کیلومتر با محل ما فاصله دارند را صاف می گیرد. این را در نظر بگیریم که تلویزیون ابوظبی و العربیه و چند کانال دیگر فرستنده هایشان از فاصله حداقل ۷۰۰ کیلومتری برنامه های خود را پخش می کنند. تعجبم از این است که چرا ما نباید در کشور خودمان که فرستنده هایش در فاصله تنها ۱۰۰ کیلومتری قرار دارد - دو فرستنده هم در فرمانداری بندر گناوه نصب کرده اند که ۴۰ کیلومتر فاصله دارد - برنامه های آن را دریافت کنیم... پدر و مادر من نوعی چه گناهی کرده اند که باید همین یکی دو سریال ماه رمضان را هم با صد رقم پارازیت و .... دریافت کنند. این در حالی است که از مجموع شبکه های تلویزیونی ایران تنها سه شبکه ۱و ۲ و ۳ در آنجا قابل دریافت است و خبری هم از شبکه خبر و ۴ و آموزش و حتی جام جم که دارای فرستنده زمینی است، هم نیست. حالا در این مورد هم باید کم بیاوریم که فعلا عرب ها این گونه اند؟ ای کاش فرستنده شبکه العالم که در خوزستان قرار دارد در بوشهر ما بود... فرستنده ای که با قدرت تمام بیش از نیمی از جنوب عراق را پوشش می دهد.... در این باره بیشتر خواهم نوشت...
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
امروز ۱۶ مهرماه سالگرد هجرت یکی از بزرگ ترین و درعین حال تاثیرگذارترین مورخان ایران یعنی دکتر عبدالحسین نوایی می باشد. به پیشنهاد دوست عزیزم رضا مختاری که سابقه دوستی و آشنایی با مرحوم نوایی داشتند درصدد برآمدیم تا دینی را که نسبت به این بزرگوار داشتیم در حد وسع خود و روزنامه ادا کنیم که به حمدالله توانستیم امروز ۳ صفحه روزنامه را به این ادیب و مورخ کشورمان پاسداشت او اختصاص دهیم.

اول از زحمات رضای عزیز تشکر می کنم و بعد هم از پیمان خدادوست که شرایط را برای چاپ صفحات آماده کرد و دست آخر هم از تمام دوستانی که مطالبشان را برای این ویژه نامه فرستادند. در هر حال امروز نام من دوبار در روزنامه خورد. یکی در ویژه دکتر نوایی که اینجا می توانید بخوانیدش و دیگر در صفحه ۱۰ که مطالبی را سلسله وار در مورد مشروطه می نویسم. اما لینک تمام مطالب چاپ شده را هم در اینجا قرار می دهم. استاد باستانی پاریزی، دکتر روح الله بهرامی، ابراهیم عباسی، علیرضا اسماعیلی، مصاحبه دکتر ناصر تکمیل همایون و بالاخره هم نوشته خود رضامختاری که برشی از خاطرات ایشان را در این مجال به روزنامه دادند. در آخر هم امیدوارم با همکاری دوستان بتوانم برای تمامی اساتید تاریخ ایران که حقی بر این آب و خاک دارند در وسع خودم و روزنامه اقدام کنم.
این بازیکن سابق فوتبال عراق پس از آنکه یکی از اعضای ائتلاف اعراب سنی از سمت خود استعفا داد و در ماه فوریه گذشته اعلام کرد می رود تا به شبه نظامیان مسلح بپیوندد، توانست با نظر مساعد نمایندگان پارلمان این کشور جایگزین عبدالناصر الجنابی شود. احمد الراضی ۴۳ ساله که در انتخابات پارلمان در دسامبر ۲۰۰۵ فعالیت گسترده ای داشتُ علی رغم تلاش شدید نتوانست به عنوان یکی از نمایندگان سنی وارد پالمان شود، اما اکنون به نظر می رسد شانس در
خانه بازیکن سابق تیم ملی عراق را زده باشد و از این به بعد باید او را در هیبت یکی از نمایندگان پارلمان و یک دیپلمات کار کشته ببینیم. الراضی از بازیکنان تیم ملی عراق در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک بود که توانست در بازی در برابر بلژیک دتنها گل تیمش را به ثمر برساند. در این بازی عراق ۲ به ۱ بازی را به حریف واگذار کرد. احمد الراضی از ستارگان فراموش نشدنی فوتبال عراق است که در ۱۲۵ بازی ملی توانست ۱۰۰ گل به ثمر برساند او در سال ۱۹۹۸ به عنوان بهترین بازیکن قاره کهن معرفی شد. او بیشتر عضو تیم الزورای عراق بود و جندی هم در تیم الوکره قطر بازی کرد. در دوران باز نشستگی هم مربی تیم های پلیس و نیروی هوایی بود.
یکی از نگهبانان نزدیک سرگرد قذافی با استفاده چاقویی تیز سر خادم ۳۲ ساله اش را گوش تا گوش برید و پس از آن هم در مراسم خاکسپاریش زار زار گریست به گونه ای که دل همه حضار کباب شد!! جناب جاسم خان ۴۷ ساله که معلوم نیست در چه حالی به سر می برده پس از آنکه بثیمه صباحی بخت برگشته را به حالت رکوع در آورده بود با چنگ زدن در موهایش با چاقوی برنده ای که باید با استفاده از آن از جان ولی نعمتش - سرگرد قذافی - پاسداری می کرد به یک آن سر این بیچاره را از تن جدا کرد. العربیه با انتشار این خبر در ادامه نوشته است مقتول خدمتکار سوئدی تونسی الاصلی بوده که برای گذران زندگی پیش این جلاد زندگی می کرده است. مقتول که دارای سه کودک خردسال هم است در حالی توسط نگهبان مخصوص قذافی سلاخی شد که پلیس سوئد در ضمن تحقیقاتش متوجه که وی پیش از مرگ توسط جاسم مورد تجاوز قرار گرفته است؟؟؟ هر چند وی در ابتدا منکر این کار شد،اما تحقیقات پلیس نشان داد که این جنایت توسط شخص وی انجام شده است و حالا باید منتظر باشد تا پنجشنبه این هفته حکم دادگاه در موردش صادر شود...!!!! پزشکان سوئدی هم از سلامت عقل!! جاسم خان مطمئن شده اند.
پی نوشت: حالا جناب قذافی یوروهایی را که در قبال آزادی پرستاران مجاری گرفته باید بدهد تا نگهبانش را آزاد کند. هر چند بیشتر نگهبان سرگرد را دختران خوش قد و قامت و زیباروی تشکیل می دهندُ اما به نظر می رسد در دستگاه دیکتاتوری این مرد احمق چنین انسان هایی هم وجود دارند تا منویات سرور خود را انجام دهند.
بگذار تا در مزعه ای از جنس بودن فریاد بزنم و خودم را خالی کنم. بگذار تا هیبت دوست داشتنم را با خودم به گور ببرم و آخرین تک نگاری ها و آخرین شعر نوشته هایم را نیز همینطور... بگذار فریاد بزنم و در خودم غرق شوم که هیچ چیزی برای گفتن و سرودن ندارم و ای کاش زودتر به پایان می رسید این داستان که مرا به خودش مشغول داشته است.
بعد از ظهر امروز چه هوایی بود... چند تکه ابر در آسمان و نسیمی ملایم که نوازشم می کرد... دوست داشتم در آخرین جویبار، آنجا که نمی توان میان بودن و رفتن لحظه ای قایل شد غرق شوم. من تمام دانسته هایم را برای پاییز و روزگار زردش هدیه آورده ام. در سکوت خود تن به زنجییر می کشم و دل به خدا می سپارم.
درپست فبلی نوشتم که تا چه اندازه پاییز را دوست دارم. فصل ریزش زردها را از همان زمانی که در بوشهر بودم، می شناختم حس می کردم.. هنگامی که مادرم بعد از ظهرها چایی را دم می کرد و به قول خودش در سایه پاییز که بلند بود و خیلی زود پشت نخل های حیاتمان قایم می شد می نشستیم و چایی می خوردیم... الآن سالهاست دیگر مزه چایی عصرگاهی مادر را در پاییز احساس نکرده ام... اما این تنها بهانه ای بود تا در مورد پاییز و سیاست بنویسم. پیش از این در خبرها داشتیم که تابستان گرم و داغی را در پیش رو داریم. اما از همان ابتدا معلوم بود که این تابستان چندان هم که می گویند داغ نیست و این فصل پاییز است که دارد از همان ابتدا تنش را برای روزهای داغ گرم می کند. شما نگاه کنید من یکی یکی می شمارم و شما قضاوت کنید: ۱- انتخابات ریاست جمهوری لبنان که بسیار هم حساس است در پاییز بود که بهخ تعویق افتاد ۲- جنجال سخنان احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و نیویورک۳- برگزاری نشست سازمان ملل با آن سخنرانی های عجیب و غریبش۴- برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه که با دعوت بوش قرار است تا یک ماه دیگر در نیویورک برگزار شود ۵- نشست سران کشورهای حاشیه دریاری خزر تا هفته آینده در تهران ۶- خبر یکی از خبرگزاری های روسی در مورد حمله آمریکا به ایران در پاییز و به نقل از مقامات امنیتی روس. ۷- اعلام آمادگی ارتش اسراییل برای ورود به هر جنگی بنا به نقل وزیر جنگش، آقای ایهود باراک ۸ -سفر منطقه ای فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و آسیای مرکزی به کشورهای عربی. دریادار فالون گفته که می خواهد حمایت کشورهای عربی را به دست آورد ۹- همین دریادار فالون گفته که به میزان حضور نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس خواهد افزود ۱۰- اظهارات رهبر ایران مبنی بر اینکه حمله به ایران بزن و در رو نیست.. معنی این حرف یعنی چه؟ ۱۱- عدم انعکاس تهدیدات آمریکا طی چند روز گذشته در زسانه های ایران ۱۲- تجاوزسه باره هواپیماهای اسراییلی به فضای سوریه ۱۳- طرح تقسیم عراق در سنای آمریکا ۱۴- اعلام تروریست خواند سپاه توسط سنای آمریکا.... هنوز هم دلیل و مدرک بیاورم که باید از این پاییز ترسید؟ باز هم می گویم خدا خودش به خیر کند.
روز گذشته در سالروز حمله ارتش عراق به خاک ایران، نیروهای مسلح ایران طبق معمول سالیان گذشته با برپایی رژه نظامی که این بار تمام آنها ساخت داخل ایران بودند گوشه ای از توان خود را نشان دادند. ایران که این روزها به شدت از طرف آمریکایی ها تهدید به حمله می شود، تلاش دارد تا با استفاده از فرصت باقی مانده و با نشان دادن توان نظامی خود آمریکایی ها را از حمله به ایران بازدارد. طرفه آنکه به جای آمریکا این عرب های همسایه هستند که به شدت ترسیده اند، به خصوص آنکه ایران موشک قدر۱ با برد ۱۸۰۰ کیلومتر را هم برای اولین بار به نمایش گذاشت. هر چند که سران عرب از قدرت ایران ترسیده اند، اما تا آنجایی که من توانستم دنبال کنم افکار عمومی آنها به شدت از قدرت گیری ایران خوشحال شده اند. اگر عربی می دانید به لینک زیر بروید تا بتوانید نظر خوانندگان شبکه العربیه را در سایتش ببینید. بیشتر این خوانندگان که نزدیک به پانصد تن می شوند همه از اینکه موشک های ایرانی به اسراییل می رسد و باعث تهدید آمریکا شده شادمان هستند. بالاخره این هم از لطایف امروز ات که اعراب چکونه در دوگانگی به سر می برند.... در بیشتر مواقع برای آنها ایران مشتی فارس هستند که در فکر کنترل منطقه می باشد اما خودم هم مانده ام که چرا در این مورد نخواسته اند گیر بدهند...

